نقد اخلاق چپ های چیپ

۱۶ اردیبهشت, ۱۳۹۱ ۱۶ نظر »

چشمی کم سو بر هنر، دستی علیل در سیاست و قلمی دریده بر کاغذ

 آقای علامه زاده پس از نشر کتابشان ” دستی در هنر و چشمی بر سیاست” در مصاحبه با صدای امریکا و رادیو فردا و نشریات و درارتباط با ماجرای گروگانگیری اعضای خاندان سلطنتی به دفعات از من به عنوان عامل نفوذی و باعث دستگیری ان گروه دوازده نفره نام بردند. از ایشان خواسته بودم که هروقت چنین با قاطعیت از من نام میبرند اخلاقا موظفند که امادگی مرا هم برای پاسخگوئی یادآوری کنند. اما بار دیگر در نقد کتاب در “دامگه حادثه” اقای ثابتی  را نکوهش میکند که چرا روایت ایشان و یا سایر رفقا را قبول ندارد و مجددا از من نام میبرد بی اشاره به تذکرمن. دراین مقاله نگاه من به وجه سیاسی اقای علامه زاده است و نه وجه هنری ایشان. ادامه مطلب »

بهشتی که در ان زندگی میکنم - گواتاویتا

۲۵ اسفند, ۱۳۹۰ بدون نظر »

همیشه دلم میخواست در مورد کلمبیا و مردمانش بنویسم. اما همیشه اولویت هائی واجب تر بوده است1111.jpg مثل داستان همیشگی غم نان که برای شاعر مسلکان، فرق نمیکند کجای این جهان خاکی باشی حضوری همیشگی دارد و البته نصف قشنگی کار هم به همین است، بگذریم. جائی که زندگی میکنم روستائی است با نزدیک به چهار هزار نفر جمعیت. با سنت ها و صورت هائی که نشان از اجداد بومیان امریکائیشان دارد. جائی است که همیشه مقدس بوده است. چند وقت پیش تلویزیون سیمای کلمبیا به این روستا امد و قرار شد گواتاویتا از دریچه چشم من معرفی شود. نتیجه کار پنج فیلم دو دقیقه ایست که همه را اینجا گذاشته ام. ادامه مطلب »

به بهانه انتشار دستی در هنر چشمی بر سیاست

۱۴ اسفند, ۱۳۹۰ بدون نظر »

با آقای علامه زاده که در وبلاگ خود ” از دور بر آتش” بشارت انتشار کتابشان را که به سالهای زندانی بودن ایشان و ان پرونده جنجالی اختصاص دارد، خبر داده بودند  نامه نگاری هائی شد که برای 2222.gifعلاقمندان عینا درج میشود. اقای علامه زاده به شکل ناقص این مکاتبات اشاره داشته اند.

به بهانه انتشار دستی در هنر چشمی بر سیاست

اقای رضا علامه زاده عزیز

امیر فطانت هستم. محال است که شما رضا علامه زاده باشید و این نام را نشناسید. قبل از اینکه فراموش کنم خدمتتان عرض کنم که کمتر کسی مثل من به عنوان “خائن” و ضد قهرمان این ماجرا، علاقمند وناظر و تماشاگر ماجرای پرونده “قهرمانان روشنفکران چپ ایران” و بازیگران ان بوده است. میتوانم به شما اطمینان دهم که همیشه برای عزت نفس و روح هنرمندانه اتان که هرگز در مورد این پرونده همچون برخی قهرمانان اسب های چوبین داستان سرائی نکردید احترام بسیار قائلم.

ادامه مطلب »

بار دیگر من و عالم سیاست

۲۰ بهمن, ۱۳۹۰ ۱ نظر »

مدتهای مدیدی است که خودم را از دخالت در امور سیاسی محروم کرده ام. interview-with-ntn۲۴.jpgاز همان بیست و دو سه سالگی اما همیشه سیاست موضوعی مورد علاقه من بوده است و آنهم به خاطر پیوندی که با وطن دارم و گذشته سیاسی من. تا اینکه از طرف تلویزیونی که برای خودش در امریکای لاتین اعتباری دارد برای مصاحبه ای دعوت شدم و اینهم بخشی از ان. با خودم گفتم حیف است که ذولفقار علی در نیام باشد و زبان سعدی در کام. بالاخره انهمه خواندن ها و شنیدن ها و دیدن ها ، کتک خوردن ها و زندان ها، قهرمانی ها و ضد قهرمانی ها، افتخارات و بد نامی ها، شاید به دردی بخورد. یاد گرفته ام و یا حداقل تنها به خودم حق میدهم که ناظر باشم تا مداخله گر. دلم بیشتر برای بشریت میسوزد که چگونه اداره میشود، که چطور در جهان این قدرت است که حکومت میکند، اصلا سیاست یعنی بازی قدرت و جهان از هر سلامی خالیست. به هر حال برای انها که اسپانیائی نمیدانند خلاصه داستان از این قرار است که یک سناتور جمهوری خواه امریکا مدعی است که خطر ایران در امریکای لاتین به قدری است که ممکن است از ونزوئلا به خاک امریکا حمله اتمی بکندو نظر من. بعد از انهمه سالها بار دیگر من و عالم سیاست.

عکس یادگاری

۷ آذر, ۱۳۹۰ بدون نظر »

من و تعدادی از اهل قلم کلمبیا و این عکس یادگاری با آنهاست بعد از سخنرانی من تحت عنوان “منشاء الهام هنرمند”

taller-ggm.jpg

من و عبدالله شهبازی / فتنه شیرازی، ماجرای امیر فطانت و “گروه گلسرخی”

۱۲ آذر, ۱۳۸۹ ۲ نظر »

مورخ شهیر و معتبر ما در مقاله فتنه شیرازی، ماجرای امیر فطانت و “گروه گلسرخی”  به مطالبی اشاره نموده بودند که منجربه مکاتبات زیر شد. بی هیچ شرحی بیشتر:

169.JPG

۹ژوئن ۲۰۱۰

جناب اقای شهبازی امیر فطانت هستم. در موردمطالب فوق نکاتی را لازم به ذکر میدانم. حق نیست که مورخ بر اساس اوهام خود یا دیگران تاریخ بنویسد.۱- خانواده من به هیچ وجه متمول نبودو برعکس یافته های شما فقرخانوادگی یکی از عواملی بود که مرا از نو جوانی به مسائل مبارزاتی کشاند.۲- پدر من مالک هتل پالاس نبود. با عمویم در مهمانخانه ای  در پاساز دکتر مشیری شریک بود که بعد ها به مهمانپذیر انقلاب و گلها تغییر نام داد. همین الان هم که به سراغش بروید، چون اهل شیرازید، قاعدتا نباید ویرانه ای بیش باشد. ادامه مطلب »

نویسنده ایرانی، خلیل جبرانی جدید

۱۲ آبان, ۱۳۸۹ بدون نظر »

 گفتگوئی با نویسنده                                                                                                                                                                             

بیست و سومین نمایشگاه کتاب در بوگوتا پایتخت کلمبیا ( ۱۱ تا ۲۳ اگست) مثل هرسال بازدید کننده بسیار داشت.بخصوص اینکه به مناسبتcaratula-judas.JPG دویستمین سالگرد استقلال کلمبیا برنامه های ویژه ای نیز برگزار میشد. کشور میهمان کوبا بود و مثل همیشه باغرفه ای پر از کتاب های جدید و موسیقی ناب کارائیب. اما برای بازدید کننده ایرانی انتشار کتابی از یک نویسنده ایرانی، امیر حسین فطانت، به زبان اسپانیائی هم بسیار جلب نظر میکرد. عنوان کتاب Asi habla Judas”یهودا چنین میگوید” است وناشر (انتشارات گاویوتا)  نویسنده را خلیل جبران جدیدی معرفی کرده است.نام امیرحسین فطانت به عنوان مترجم گلچینی از اشعار رومی به زبان اسپانیائی وهمچنین بخاطر ترجمه کتاب جنجالی “خاطرات روسپیان سودا زده من” اثر مارکز برای اهل کتاب اشناست اما به عنوان نویسنده اسپانیائی زبان جدید است انهم با کتابی که به نظر میرسد ربطی به مسائل ایران ندارد وهمین ما را کنجکاو میکند که با خود او گفتگو کنیم. او در کلمبیا امریکای جنوبی و در دهکده ای بنام گواتاویتا زندگی میکند. ادامه مطلب »

خوشحالم که زنده ام

۲۲ آذر, ۱۳۸۸ ۴ نظر »

guatavita-dec-005.jpg مدت های زیادی است عادت دارم صبح های زود، نزدیکی های ساعت سه یا سه و نیم از رختخواب مستقیم پشت دستگاه بنشینم و سراغ مطبوعات بروم. برای من که در این گوشه دنیا در کلمبیا زندگی میکنم و همدل و همزبانی هم نیست و شصت سالگی را همین روز ها پشت سرگذاشتم و به دلائل بسیار شخصی از نوجوانی نظاره گر حوادث و رویدادهای سرزمینم بودم جنبش سبز  معنای دیگری دارد. زیبائی های بسیار دارد، برای من رویای تازه ایست.

 خوشحالم که هنوز زند ه ام و هر چند نظاره گر اما این بار نظاره گر نسلی دیگری از ایرانیانم، نسلی که شبیه نسل های گذشته نیست. نسلی با ارمان های انسانی، با دانش و رو به آینده، بی هیچ خط قرمزی مگر آنجا که به کرامت انسانی خدشه میزند. نسلی که خود را دوباره تعریف میکند، نسلی که خون تازه ای به فرهنگ و خلاقیت ها  میدمد، نسلی که تابو ها را خواهد شکست، نسلی که همه چیز را دوباره تعریف خواهد کرد، نیک و بد را دوباره تعریف خواهد کرد.  جنبش سبز نمردنی است و با اینده و تاریخ سر زمین ما برای همیشه پیوندی مبارک خواهد داشت. ادامه مطلب »

حاشیه ای بر مقاله “انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی”

۷ فروردین, ۱۳۸۸ ۱ نظر »

 راز پیامبران و ماهیت وحی

به بهانه پاسخ به یک نظر74075_10150297484870504_871540503_15615443_7260409_n1.jpg

انچه که من به اختصار در “انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی” آوردم بر خلاف نظر شماهیچ ریشه ای در نظرات یونانی و رومی و غیر آن ندارد و نه نظری است مبتنی بر نظرات پیشینیان و نه در مدرسه های اهل کلام به آن و به این نوع بیان اشارتی رفته است. نظری است تازه که نه با عقل و علم و نه با ماهیت مذاهب بزرگ در تناقض نیست. به اختصار اینکه راز پیامبری و دیدار با خدا محصول شناخت خداوند است و این تنها به اندیشیدن میسر میشود و نه به عبادت و عصمت. جبرئیل یا روح الامین و یا روح القدس از انسان بسوی خدا پرواز میکند ونه از خدا به انسان. ادامه مطلب »

گزارشی از جشنواره سینمای بوگوتا- کلمبیا

۳۰ مهر, ۱۳۸۷ ۲ نظر »

فراخوان به یک حرکت ملی

دین خود را به سرزمین پدری ادا کنیم

“ایران، شکوه از یاد رفته” درآمریکای لاتین

Ancient Persia | Ancient Persian Civilization

جشنواره سینمائی بوگوتا ۱ تا ۹ اکتبر، امسال نیز مثل ۲۵ سال گذشته میزبان بزرگان سینمای آمریکای لاتین است. اما این جشنواره رفته رفته سینمای جهان را هم به خود جلب کرده بطوریکه میهمان افتخاری امسال سینمای آلمان بود. در بخش فیلم های کوتاه سه فیلم از ایران با عنوان های در” کوچه باد می‌آید” و” تهران ۳۱۸ ” و “تمام زندگی من” و در بخش فیلم های مستند یک نام ایرانی و فیلمی با عنوان “ایران، شکوه ازیاد رفته” به دلیل حضور کارگردان ماکان کاراندیش در فستیوال خیلی جلب نظر میکرد.

ادامه مطلب »