خوشحالم که زنده ام
۲۲ آذر, ۱۳۸۸ ۴ نظر »
مدت های زیادی است عادت دارم صبح های زود، نزدیکی های ساعت سه یا سه و نیم از رختخواب مستقیم پشت دستگاه بنشینم و سراغ مطبوعات بروم. برای من که در این گوشه دنیا در کلمبیا زندگی میکنم و همدل و همزبانی هم نیست و شصت سالگی را همین روز ها پشت سرگذاشتم و به دلائل بسیار شخصی از نوجوانی نظاره گر حوادث و رویدادهای سرزمینم بودم جنبش سبز معنای دیگری دارد. زیبائی های بسیار دارد، برای من رویای تازه ایست.
