<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="wordpress/2.3.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای نشر ایران</title>
	<link>http://iranianbook.org/blog</link>
	<description></description>
	<pubDate>Thu, 11 Mar 2010 03:56:07 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.3.3</generator>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوشحالم که زنده ام با زندانی شهر سکوت از دیار  ساوه</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/37#comment-292</link>
		<dc:creator>زندانی شهر سکوت از دیار  ساوه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/37#comment-292</guid>
		<description>میدانی فرق من و توچیست ؟ تو مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری . من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل ، من بی شمارم و تو اندک ومن زنده هستم و تو در حال مردن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>میدانی فرق من و توچیست ؟ تو مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری . من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل ، من بی شمارم و تو اندک ومن زنده هستم و تو در حال مردن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8220;انسان خدا&#8221; نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی با احمد</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-283</link>
		<dc:creator>احمد</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-283</guid>
		<description>عکس بیشتری بگذارید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عکس بیشتری بگذارید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای خوشحالم که زنده ام با tcheh bayad kard keh az in cafenet nemitavanam farsi benevissam. Keh Ferdowsi - Kheradmandeman hoshdar dadeh :... tchon ... tiq-e shast madeh mey keh az sal shod mard mast</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/37#comment-282</link>
		<dc:creator>tcheh bayad kard keh az in cafenet nemitavanam farsi benevissam. Keh Ferdowsi - Kheradmandeman hoshdar dadeh :... tchon ... tiq-e shast madeh mey keh az sal shod mard mast</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/37#comment-282</guid>
		<description>Ba shadbash-e Pyrmard keh Ferdowsi-e Kherdmandeman avardeh:tchon... tiq-e shast  Madeh mey keh az sal shod mard mast... Omidwaram yn masty ra dar pey-e sadeh-e dygary tajrobeh konid... 
"Dastaram o jobbeh o saram har seh beham
gheymat kardand be yek deram tchizy kam
Nashnakhteh-y man tcheh kassam
Man hitchkassam hitchkassam hitchkassam!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Ba shadbash-e Pyrmard keh Ferdowsi-e Kherdmandeman avardeh:tchon&#8230; tiq-e shast  Madeh mey keh az sal shod mard mast&#8230; Omidwaram yn masty ra dar pey-e sadeh-e dygary tajrobeh konid&#8230;<br />
&#8220;Dastaram o jobbeh o saram har seh beham<br />
gheymat kardand be yek deram tchizy kam<br />
Nashnakhteh-y man tcheh kassam<br />
Man hitchkassam hitchkassam hitchkassam!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8220;انسان خدا&#8221; نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی با امیر حسین فطانت</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-255</link>
		<dc:creator>امیر حسین فطانت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-255</guid>
		<description>رجوعتان میدهم به دو سه صفحه پایانی ” تعریف دوباره خدا و تفسیر دوباره تاریخ” ضمیمه کتاب ” داستان تمام داستانها
”  
http://iranianbook.org/blog/archives/7</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>رجوعتان میدهم به دو سه صفحه پایانی ” تعریف دوباره خدا و تفسیر دوباره تاریخ” ضمیمه کتاب ” داستان تمام داستانها<br />
”<br />
<a href="http://iranianbook.org/blog/archives/7" rel="nofollow">http://iranianbook.org/blog/archives/۷</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8220;انسان خدا&#8221; نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی با AHF</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-244</link>
		<dc:creator>AHF</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-244</guid>
		<description>با سلامی دوباره 
     آقای فطانت ! اگر جسارتی در کلام اینجانب مشاهده شود پیشاپیش « عذر تقصیر خدمتد آوردم که ندارم به طاعت استهظار » . در پاسخ شما مثل متن شما قطعه های ظاهرا منطقی و درست با طناب های کم رنگی که اصلا غلط هستند به هم مرتبط شده اند . این مساله باعث می شود که گاه گفته ی شما از دید کلی ، از لحاظ بیان کلام ، درست به نظر آید ؛ غافل از آن که در کلام خود از پل های ارتباطی خلافی استفاده کرده اید که اصل روند گفته ی شما را زیر سوال می برد . 
     در پاسخ شما به سوال این جانب چند جا – که بعضا در ادامه ی پاسخ بر آن ها تکیه هم شده است - مشکلات و تناقضاتی مشاهده می شود :
1-	در جایی گفته اید که « تفاوت اصلی میان پیامبر و سایرین در موضوع و مقوله های موردتفکر است. »  در حالی که در ادامه آورده اید که « نه تنها در طول این ۱۴۰۰ سال گذشته بلکه در طول تاریخ بشر به جز استثنائاتی انگشت شمار که ارکان تمام مذاهب بزرگ عالمند سایرانسان ها کمتر تفکر میکنند و دائم تعقل. » که این دو قطعه با هم در تناقض هستند ؛ چرا که اگر سایرین تعقل می کنند و نه تفکر ، پس تفکری نمی کنند که قرار باشد موضوع مورد تفکرشان با پیامبران متفاوت باشد !!  
2-	شما گفته اید که « متفکرین و نظریه پردازان و فلاسفه ای که امدند و رفتند نظریاتی مبتنی بر عقل ارائه کردند. اصولا عقل ادمی اجازه نمی دهد که حقایق عقلی را انکار کند و پیامبران با حقایق زمان خود که عقلا برای همه پذیرفته شده بود به تقابل برخاستند. » . اساس این حرف از کجا نشات می گیرد ؟ ! چه زمانی پیامبران با حقایق عقلی زمان خود ( یا هر زمان دیگری ) به تقابل برخواستند ؟ ! مگر نه این بود که تمام بیانات پیامبران با استدلال عقلی بیان می شد ؟ ! مخالفت با پرستش بتی که به دست انسان خلق شده ، به عنوان صاحب امر ، خلاف عقل است ؛ یا مخالفت با فساد اخلاقی ؛ یا مخالفت با زنده به گور کردن انسان ها به صرف مونث بودن آن ها ؛ یا مخالفت با نژاد پرستی ؛ یا . . . ؟؟ !! کدام این اعمال در حیطه ی عقل و منطق تعریف می شوند که مخالفت با آن ها خلاف عقل باشد ؟ !! 
3-	همچنین شما گفته بودید « سایرمکاتب فکری و فلسفی و مباحثات و نظریات مبتنی برعقلند و به جستجوی تعریف جایگاه و مقام انسان در تاریخ و یا جامعه اند و نه در کائنات.  »  در صورتی که این دو با هم هیچ منافاتی ندارند و طبق تعالیم اسلام هم جایگاه انسان در کائنات رابطه ی مستقیمی با جایگاه انسان در جامعه دارد و فقط معیار های جایگاه اجتماعی ، معیار های اخلاقی و فطری هستند و نه معیار های مادی . به علاوه شما گفته اید که « حاصل این مکاتب جنگ و اعمال قدرت و تحقیرمقام انسان است. تفاوت اصلی در نگاه متفکرانه و وحدت بین و محبت آمیز پیامبران در تکریم مکارم اخلاق و احترام انان به مقام انسان است. » در حالی که در نظریات شمار نسبتا قابل توجهی از مکاتب ، مثل کمونیسم ، با موارد انسانی و ارزشمندی مثل ایثار مواجهیم ( که البته جهت نادرست و بعضا افراطی پیدا می کند . ) . در چنین مکاتبی از مواردی نام برده می شود که زیبا و انسانی هستند ( که گاها معیار تعریف آن موارد نادرست است . ) .  
با توجه به مشکلات ذکر شده در پاسخ شما به اینجانب ، من هنوز پاسخ سوال اول خود را دریافت نکردم  !!

                                                                                                                       با تشکر</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلامی دوباره<br />
     آقای فطانت ! اگر جسارتی در کلام اینجانب مشاهده شود پیشاپیش « عذر تقصیر خدمتد آوردم که ندارم به طاعت استهظار » . در پاسخ شما مثل متن شما قطعه های ظاهرا منطقی و درست با طناب های کم رنگی که اصلا غلط هستند به هم مرتبط شده اند . این مساله باعث می شود که گاه گفته ی شما از دید کلی ، از لحاظ بیان کلام ، درست به نظر آید ؛ غافل از آن که در کلام خود از پل های ارتباطی خلافی استفاده کرده اید که اصل روند گفته ی شما را زیر سوال می برد .<br />
     در پاسخ شما به سوال این جانب چند جا – که بعضا در ادامه ی پاسخ بر آن ها تکیه هم شده است - مشکلات و تناقضاتی مشاهده می شود :<br />
۱-	در جایی گفته اید که « تفاوت اصلی میان پیامبر و سایرین در موضوع و مقوله های موردتفکر است. »  در حالی که در ادامه آورده اید که « نه تنها در طول این ۱۴۰۰ سال گذشته بلکه در طول تاریخ بشر به جز استثنائاتی انگشت شمار که ارکان تمام مذاهب بزرگ عالمند سایرانسان ها کمتر تفکر میکنند و دائم تعقل. » که این دو قطعه با هم در تناقض هستند ؛ چرا که اگر سایرین تعقل می کنند و نه تفکر ، پس تفکری نمی کنند که قرار باشد موضوع مورد تفکرشان با پیامبران متفاوت باشد !!<br />
۲-	شما گفته اید که « متفکرین و نظریه پردازان و فلاسفه ای که امدند و رفتند نظریاتی مبتنی بر عقل ارائه کردند. اصولا عقل ادمی اجازه نمی دهد که حقایق عقلی را انکار کند و پیامبران با حقایق زمان خود که عقلا برای همه پذیرفته شده بود به تقابل برخاستند. » . اساس این حرف از کجا نشات می گیرد ؟ ! چه زمانی پیامبران با حقایق عقلی زمان خود ( یا هر زمان دیگری ) به تقابل برخواستند ؟ ! مگر نه این بود که تمام بیانات پیامبران با استدلال عقلی بیان می شد ؟ ! مخالفت با پرستش بتی که به دست انسان خلق شده ، به عنوان صاحب امر ، خلاف عقل است ؛ یا مخالفت با فساد اخلاقی ؛ یا مخالفت با زنده به گور کردن انسان ها به صرف مونث بودن آن ها ؛ یا مخالفت با نژاد پرستی ؛ یا . . . ؟؟ !! کدام این اعمال در حیطه ی عقل و منطق تعریف می شوند که مخالفت با آن ها خلاف عقل باشد ؟ !!<br />
۳-	همچنین شما گفته بودید « سایرمکاتب فکری و فلسفی و مباحثات و نظریات مبتنی برعقلند و به جستجوی تعریف جایگاه و مقام انسان در تاریخ و یا جامعه اند و نه در کائنات.  »  در صورتی که این دو با هم هیچ منافاتی ندارند و طبق تعالیم اسلام هم جایگاه انسان در کائنات رابطه ی مستقیمی با جایگاه انسان در جامعه دارد و فقط معیار های جایگاه اجتماعی ، معیار های اخلاقی و فطری هستند و نه معیار های مادی . به علاوه شما گفته اید که « حاصل این مکاتب جنگ و اعمال قدرت و تحقیرمقام انسان است. تفاوت اصلی در نگاه متفکرانه و وحدت بین و محبت آمیز پیامبران در تکریم مکارم اخلاق و احترام انان به مقام انسان است. » در حالی که در نظریات شمار نسبتا قابل توجهی از مکاتب ، مثل کمونیسم ، با موارد انسانی و ارزشمندی مثل ایثار مواجهیم ( که البته جهت نادرست و بعضا افراطی پیدا می کند . ) . در چنین مکاتبی از مواردی نام برده می شود که زیبا و انسانی هستند ( که گاها معیار تعریف آن موارد نادرست است . ) .<br />
با توجه به مشکلات ذکر شده در پاسخ شما به اینجانب ، من هنوز پاسخ سوال اول خود را دریافت نکردم  !!</p>
<p>                                                                                                                       با تشکر</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8220;انسان خدا&#8221; نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی با AHF</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-243</link>
		<dc:creator>AHF</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-243</guid>
		<description>با سلامی دوباره
آقای فطانت ! دلیل عدم تایید نظر من چه بوده است ؟ ! ( من این عقیده را دارم که بهتر است که در چنین مسائلی نظر ها آزادانه مطرح شود و به نمایش گذاشته شود و شاید این شیوه ی نمایش نظر پس از تایید ، به نوعی یک تک صدایی و عدم آزادی بیان باشد ! ) به هر حال باز هم سوالی از شما دارم . . .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلامی دوباره<br />
آقای فطانت ! دلیل عدم تایید نظر من چه بوده است ؟ ! ( من این عقیده را دارم که بهتر است که در چنین مسائلی نظر ها آزادانه مطرح شود و به نمایش گذاشته شود و شاید این شیوه ی نمایش نظر پس از تایید ، به نوعی یک تک صدایی و عدم آزادی بیان باشد ! ) به هر حال باز هم سوالی از شما دارم . . .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حاشیه ای بر مقاله &#8220;انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی&#8221; با My Amazing Weight Loss Story</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-207</link>
		<dc:creator>My Amazing Weight Loss Story</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-207</guid>
		<description>Thanks for writing, I really liked   your most recent post. I think you should post more frequently, you evidently have natural ability for blogging!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>Thanks for writing, I really liked   your most recent post. I think you should post more frequently, you evidently have natural ability for blogging!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حاشیه ای بر مقاله &#8220;انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی&#8221; با امیر حسین فطانت</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-206</link>
		<dc:creator>امیر حسین فطانت</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-206</guid>
		<description>علاوه بر انچه در مقالات مرتبط با موضوع وحی و پیامبری در این بلاگ و در پاسخ به بعضی نظرات نوشته ام در کتاب " داستان تمام داستانها"  (در حال حاضر نایاب و در انتظار تجدید چاپ مجدد)  روند پیامبری و وحی را بر اساس نظریه انسان خدا، در قالب داستانی فلسفی و معرفت شناسانه شرح داده ام. این نظریه مبتنی بر بیش از 40سال رنج و تفکر و مطالعه من است در جستجوی حقیقت و حق با شماست که بسیار گسترده تر و عمیق تر از آنست که در این صفحات بگنجد اما اصول ان همان است که در این اینجا امده است. رسیدن به مقام پیامبری محصول اندیشیدن است و موهبت تفکر و نه غیر آن.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علاوه بر انچه در مقالات مرتبط با موضوع وحی و پیامبری در این بلاگ و در پاسخ به بعضی نظرات نوشته ام در کتاب &#8221; داستان تمام داستانها&#8221;  (در حال حاضر نایاب و در انتظار تجدید چاپ مجدد)  روند پیامبری و وحی را بر اساس نظریه انسان خدا، در قالب داستانی فلسفی و معرفت شناسانه شرح داده ام. این نظریه مبتنی بر بیش از ۴۰سال رنج و تفکر و مطالعه من است در جستجوی حقیقت و حق با شماست که بسیار گسترده تر و عمیق تر از آنست که در این صفحات بگنجد اما اصول ان همان است که در این اینجا امده است. رسیدن به مقام پیامبری محصول اندیشیدن است و موهبت تفکر و نه غیر آن.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای حاشیه ای بر مقاله &#8220;انسان خدا، نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی&#8221; با How I Lost Thirty Pounds in Thirty Days</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-205</link>
		<dc:creator>How I Lost Thirty Pounds in Thirty Days</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/34#comment-205</guid>
		<description>I was just now searching for about this when I found your post.  I'm only visiting to say that I definitely enjoyed reading this post, it's  really well written. Are you considering writing more on this? It looks like there's more depth here for future posts.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>I was just now searching for about this when I found your post.  I&#8217;m only visiting to say that I definitely enjoyed reading this post, it&#8217;s  really well written. Are you considering writing more on this? It looks like there&#8217;s more depth here for future posts.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای &#8220;انسان خدا&#8221; نگاهی تازه به شخصیت پیامبران و طبیعت وحی با AHF</title>
		<link>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-188</link>
		<dc:creator>AHF</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Nov 1999 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid>http://iranianbook.org/blog/archives/4#comment-188</guid>
		<description>آقای فطانت !
     با تشکر از شما :
 
 اولا :  من جواب خود را نگرفتم . در مجموعع طی این 1400 سال هیچ کس تمام شرایط ذکر شده از جانب شما ( اعم از فکر و اندیشه و احساس و سفر و . . . ) نداشته که در او انفجار نور رخ دهد ( با توجه به این که در این مدت زمینه برای تشکیل این شرایط خیل فراهم تر شده است . ) ؟!

دوما : ادیانی مثل دین بودا ( و بسیاری از ادیان شرقی ) نیز وجود دارند که فقط مکتبی عقلی نیستند و موارد احساسی را نیز در بر گرفته اند . چرا این ادیان مثل دین پیامبران الهی پاسخی مناسب به فطرت آدمی ندادند ؟ 

            متشکر از  شما
                     A.H.F</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای فطانت !<br />
     با تشکر از شما :</p>
<p> اولا :  من جواب خود را نگرفتم . در مجموعع طی این ۱۴۰۰ سال هیچ کس تمام شرایط ذکر شده از جانب شما ( اعم از فکر و اندیشه و احساس و سفر و . . . ) نداشته که در او انفجار نور رخ دهد ( با توجه به این که در این مدت زمینه برای تشکیل این شرایط خیل فراهم تر شده است . ) ؟!</p>
<p>دوما : ادیانی مثل دین بودا ( و بسیاری از ادیان شرقی ) نیز وجود دارند که فقط مکتبی عقلی نیستند و موارد احساسی را نیز در بر گرفته اند . چرا این ادیان مثل دین پیامبران الهی پاسخی مناسب به فطرت آدمی ندادند ؟ </p>
<p>            متشکر از  شما<br />
                     A.H.F</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
